أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
40
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) تصور كند يا غرائز بشرى اين موضوع را مىپذيرد كه اگر قرآن گفتهء خود پيامبر بود دربارهء خودش چنين صحبتى بميان آورد با اينكه او و دعوت او نياز به معنويت عالى و مورد اعتماد و وثوق دارد ، در اين آيه هم آسمانى بودن قرآن مشهود است و عقل بر آن حكم مىكند . در آيهء ديگرى چنين آمده است : وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ ، وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً « بدرستى كه نزديك بود كه به فتنه اندازند ترا از آنچه وحى كرديم بسوى تو تا غير آن را بر ما افترا بندى و در نتيجه ترا دوست خود بگيرند ، و اگر نه اين بود كه ما پا بر جا و استوارت داشتيم نزديك بود اندكى به ايشان ميل كنى در آن صورت ترا دو چندان عذاب زندگى و مرگ مىنموديم و براى خود در دفع عذاب ما ياورى نمىيافتى » آيات 76 و 77 سورهء 17 ، و معناى آن چنين است كه اگر پيامبر بواسطهء شدت علاقه به هدايت قوم خود با بعضى از كافران در امورى مصالحه كند و براى جذب قلوب آنها مطالبى را كه پيشنهاد مىكنند در قرآن اضافه كند تا در نتيجه آنها به تمام قرآن ايمان بياورند و دست دوستى بسوى پيامبر دراز كنند ، در آن صورت عذاب و شكنجهء الهى در اين جهان و آن جهان دو برابر شكنجهء ديگران بر پيامبر خواهد بود و پيامبر ياورى براى دفع اين عذاب نخواهد داشت ، البته كه پيامبر برحمت و فضل الهى از اين مسأله محفوظ مانده است و به گناه نيفتاده است . در آيهء ديگرى كه آيهء 89 همان سورهء 17 بنى اسرائيل ، است چنين آمده است وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً « و اگر بخواهيم آنچه را كه به تو وحى فرستادهايم از ميان ميبريم و تو در آن براى خويش وكيلى بر ما نمىيابى مگر رحمت پروردگارت ، آرى فضل او بر تو بزرگ است » آيا عقل مىپذيرد كه اگر قرآن ساختهء خود پيامبر باشد اين گونه با اين آيات خود را مورد سرزنش و باز خواست شديد قرار دهد ، مىبينيم كه چنين نيست و اين آيه و نظاير آن دلالت بر آسمانى